X
تبلیغات
Paradise Pet - رفتارشناسی حیوانات


در میان جانوران آشناترین موردی که یک فرد به دیگری کمک می‌کند، مراقبت‌های والدین است. هیچگاه از دیدن پرنده‌ای که به شدت مشغول تغذیه فرزند خویش است متعجب نمی‌شویم زیرا در طبیعت افرادی موفق خواهند بود که بتوانند قسمت بیشتری از ژن‌های خویش را در نسل‌های بعدی منتقل کنند. بنابراین فداکاری در مبحث اتولوژی (رفتارشناسی) جانوران عبارت است از عملی که در آن یک فرد با هزینه کاهش بقای خود باعث افزایش عمر فرد دیگر می‌شود. در ادامه برای آشنا شدن با غریزة فداکاری به نمونه‌هایی از این رفتار در میان جانوران اشاره می‌کنیم.
نمونه‌های خوبی از فداکاری اغراق‌آمیز را می‌توان در بین حشرات اجتماعی جستجو کرد. زنبورهای عسل کارگر با نیش دندانه‌ای و اره‌ای شکل خود به شکارچیانی که به لانة آنها نزدیک می‌شوند، حمله می‌کنند. در جریان این حمله که به صورت نیش زدن است، نیش این زنبورها در بدن قربانی‌ گیر می‌کند و در نتیجه این اتفاق زنبور می‌میرد. تا زمانی که متوجه نشدیم که فایده این رفتار خودکشی برای حفاظت از کندو و سایر افراد چیست، درک تکامل این رفتار در میان زنبوران نیز دشوار است. زنبورهای کارگر از یک لحاظ دیگر نیز فداکار هستند و آن این است که آنها هیچگاه تولیدمثل نمی‌کنند بلکه با تلاش‌های خود نظیر جمع‌آوری غذا و حفاظت از کندو سعی می‌کنند شرایطی مناسب برای بقا و تولیدمثل لاروها (نوزادان) و ملکه فراهم آورند. داروین این گونه مشاهدات را برای نظریه انتخاب طبیعی خویش به شدت خطرناک می‌دیده است. چرا که اگر قرار باشد که فداکار هرگز خود تولیدمثل نکند تکامل این رفتار فداکارانه چگونه امکان‌پذیر خواهد بود و این فرد فداکار چگونه ژن‌های حاوی این رفتار را به نسل‌های بعد منتقل کرده است؟ در این میان نظریه انتخاب طبیعی هامیلتون رفتارشناس مشهور پاسخی برای این مشکل است که کارگران عقیم زنبورها به ملکه خویش در تولیدمثل کمک می‌کند و این ملکه است که ژن‌ها را منتقل می‌کند.
مثالی دیگر از فداکاری را می‌توان در سنجاب‌های زمینی با نام علمی Spermophilus beldingi مشاهده کرد. این سنجاب نوعی جونده زمینی آمریکایی است که به صورت گروهی زندگی می‌کند و با صدای عوعوی مخصوص همدیگر را خبر می‌کنند. این جونده در روز فعالیت می‌کند و زیستگاه آن در علفزارهای نیمه کوهستانی در غرب آمریکا است. سنجاب زمینی زمستان‌ها در لانه‌های زیرزمینی خود می‌خوابد و در ماه اردیبهشت در سطح زمین ظاهر می‌شود. پس از خواب زمستانی به زودی آمادة تولیدمثل می‌شود. نرها در نگهداری از نوزادان هیچ کمکی به ماده‌ها نمی‌کنند و آنها را در پرورش و نگهداری نوزادها به حال خود می‌گذارند. ماده‌ها در اطراف لانه‌شان قلمرویی را به وجود می‌آورند و در طول نگهداری از نوزادان از این قلمرو محافظت می‌کنند. ماده‌ها هر بار ۳ تا ۶ بچه به دنیا می‌آورند. که این بچه‌ها در ۳ تا ۴ هفتگی از شیر می‌گیرند در این هنگام نرها به سرعت کلنی را ترک می‌کنند، ولی ماده‌های جوان در زادگاه خود باقی می‌مانند. اگر نرها محل را ترک نکنند مورد حمله ماده‌ها قرار می‌گیرند. اما ماده‌ها یا مادران بچه‌ها هیچگاه با یکدیگر بر سر قلمرو و یا لانه با همدیگر نمی‌جنگند. در واقع آنها با کمک و همکاری یکدیگر از قلمرو و بچه‌های یکدیگر دفاع می‌کنند. در این هنگام اگر نری و یا مادة غریبه‌ای به قلمرو و کلنی آنها نزدیک شود مورد حمله مادران قرار می‌گیرد چرا که در آنها بچه‌کشی توسط نرها زیاد دیده می‌شود. معمولاً حدود ۸ درصد از بچه‌ها توسط سنجاب‌های زمینی نر از لانه‌ها بیرون کشیده شده و کشته می‌شوند. این قاتلان از نرهای خویشاوند یا به عبارت دیگر پدران بچه‌های این کلنی نیستند بلکه ممکن است آنها نرهای ولگرد جوانی باشند که در جستجوی انتخاب ماده هستند یا اینکه ماده‌هایی در جستجوی حفره‌ای برای تولیدمثل می باشند و معمولاً این ماده‌ها در کوشش خود برای تصاحب حفره ، هر بچه‌ای را که ببینند می‌کشند تا قلمرو را از چنگ مادران بچه‌ها پاک کنند. این نوع رفتار در میان جانوران همان چیزی است که می‌توان آن را انتخاب طبیعی دانست چرا که سنجاب‌ها با این رفتار سعی می‌کنند ژن‌های خود را به نسل‌های بعدی انتقال دهند و طبیعت نیز آن دسته را انتخاب می‌کند که قدرت و شانس بیشتری دارد.
البته باید در نظر داشت که تمامی مهاجمان از هم‌نوع‌های سنجاب زمینی نیستند بلکه برخی از شکارچیان نیز هستند که در جستجوی بچه‌های سنجاب زمینی قلمروی این جوندگان را مورد حمله قرار می‌دهند.
ماده‌ها در مواردی که یک حیوان شکارچی مانند قاقم به قلمروی آنها نزدیک می‌شود، آوای هشداردهنده‌ای سر می‌دهند. سنجاب‌های زمینی ماده با آوای هشداردهندة خود می‌خواهند که مورد توجه شکارچی قرار گیرند. آنها با این عمل در واقع در حال یک فداکاری جانانه هستند چرا که شکارچی متوجه حضور این سنجاب‌ها می‌شود و دیگر افراد کلنی (بچه‌ها و ماده‌های دیگر) از این آواها سود می‌برند و فرصت فرار پیدا می‌کنند. در این میان ممکن است که ماده‌هایی که تولیدمثل نکرده‌اند و دارای فرزند نیستند ولی نسبت به سایر ماده‌ها خویشاوندی نزدیکی دارند، در سر دادن آواها هنگام نزدیک شدن شکارچی شرکت کنند. در این رفتار ممکن است که ماده‌ای به علت سردادن آوا و جلب‌توجه شکارچی در خطر بیفتد و طعمه آن شکارچی شود اما این در خطر افتادن به سود سایر افراد کلنی است چرا که بچه‌هایی که در کلنی هستند و یا سایر مادران فرصت فرار کردن پیدا می‌کنند و آن مادر فداکار باعث می‌شود که کلنی زنده بماند و افراد جوان و دیگر خویشاوندان بتوانند به بقا و زندگی خود ادامه دهند و ژن‌هایی که در اصل مشابه ژن آن مادر فداکار بوده را به نسل‌های بعدی منتقل کنند. معمولاً ماده‌هایی که آوا سر می‌دهند بر روی یک برآمدگی نظیر یک سنگ یا تپة کوچکی روی دو پای خود می‌ایستند و با صدای عوعو به دیگر افراد کلنی هشدار می‌دهند و با حرکات خود شکارچی را متوجه خود می‌کنند تا به طرف قلمرو و کلنی آنها نرود و دیگر افراد کلنی فرصت و توانایی فرار و مخفی شدن را پیدا کنند.
این رفتارهای فداکارانه و مشابه آن در بسیاری از جانوران دیگر اعم از پرندگان، پستانداران، حشرات و غیره به فراوانی دیده می‌شود و این به آن معنی نیست که جانوران قدرت تصمیم‌گیری و آن فداکاری که انسان‌ها با میل خود انجام می‌دهند را دارند بلکه این فداکاری‌ها یک رفتار تکامل‌یافته و جدایی‌ناپذیر در میان جانوران است که برای بقای نسل خود ملزم به ارائه آن هستند. جانوران با این رفتارها ژن‌های خود را در طبیعت باقی می‌گذارند و انتخاب طبیعی به نفع آنها عمل می‌کند. این رفتارها جزئی از برنامه زیستی جانوران شده است و ترک آن نیز باعث اختلال در شیوة زیستی آنها می‌شود و در نهایت آن تعادل زیستی و اکولوژیکی در طبیعت دچار زیان و نقص می‌شود.







روزنامه اطلاعات ( www.ettelaat.com )
+ نوشته شده در یکشنبه ششم دی 1388ساعت 2:15 قبل از ظهر توسط نیما |

اولین پایگاه اطلاع رسانی رفتارشناسی حیوانات
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 3:10 بعد از ظهر توسط نیما |


تاريخچه روانشناسي ناهنجاري‌هاي گوشتخواران
در حدود 20 سال پيش (دانشمندان) دريافتند كه با روشهاي عملي و نظري علوم مختلف روانشناسي مي‌توان به شيوه‌اي براي درمان اختلالات رفتاري حيوانات دست يافت. در اين رابطه نظريه‌ها و آزمايش‌هاي بسياري در طول 20 سال اخير مورد پژوهش قرار گرفته‌اند ولي تاكنون ارتباط آنها با صاحبان حيوانات خانگي كشف نشده است.

بيشتر تحقيقات مفيد صورت گرفته با استفاده از نظريه آموزش بوده است. اين نظريه مجموعه‌اي از روشهاي واقعاً متفاوتي مي‌باشد كه همگي تجربي بوده و هدفش تشريح چگونگي آموزش و بدست آوردن الگوهاي رفتاري در موجودات زنده از جمله انسان مي‌باشد. روانشناساني كه در دهه‌هاي 1940 و 1950 روي اين زمينه كار مي‌كردند به دنبال اثبات اعتباري همانند علوم فيزيكي براي روانشناسي به عنوان يك علم بودند. آنها اعتقاد داشتند كه مطالعه روي نكات قابل لمس و مشاهده داده‌هاي سخت (hard data)، بيشترين اهميت را دارد و فرايند تفكر و ذهن را چون غير قابل اندازه‌گيري و قياس بود، امري پيچيده مي‌دانستند و بنابراين خود را تنها به مطالعه روي رفتارها و كنش‌ها محدود ساختند. با در نظر گرفتن اين عقيده محققيني كه زمينه تحقيقاتشان روي حيوانات است امتيازات بيشتري نسبت به محققين انساني دارند. رفتارهاي حيوانات روي همرفته از پيچيدگي كمتري برخوردار است و آسانتر مي‌توان بر جنبه‌هاي مختلف زندگي آنها نظارت و كنترل داشت. به اين ترتيب هزاران حيوان از گونه‌هاي مختلف تحت انجام آزمايشهاي گوناگون آموزش و يادگيري (Learning experiment) قرار گرفتند كه احتمالاً پر كاربردترين آنها سگ‌هاي پاولوف6 كبوترهاي نگهداري شده در قفس‌هاي اسكينر7 و رت‌هاي نگهداري شده در هزار تو8 بوده‌اند.

حداقل ميزان زجر و ناملايمتي وارد شده به اين حيوانات و اخلاقي بودن اين آزمايشها، كه شامل تعدادي از آزمايشهاي اين كتاب هم مي‌شود، مشخص نمي‌باشد و قابل ذكر نيست. با اين حال بي‌توجه بودن و انكار نتايج بدست آمده از اين آزمايشها تنها به همين دليل كاري احمقانه است. به ويژه اينكه حاصل اين آزمايشها امروزه براي زندگي حيوانات بسيار سودمند بوده است.
بر روی ادامه کلیک کنید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 9:55 بعد از ظهر توسط نیما |