Zoosadism (جنون حیوان آزاری)

 

یکی از علائم هشدار دهنده شناسائی اختلالات روانی در انسانها شکنجه و کشتار حیوانات در کودکی و نوجوانی میباشد، رفتاری که به آن Zoosadism (جنون حیوان آزاری و به عبارت دیگر لذت بردن از تماشای درد و شکنجه حیوانات) میگویند.

یکی از ویژگی هایی که در پرونده های کامپوتری جنایتکاران و قاتلان زنجیره ای پس از بازجوئی های پی درپی قید گردیده موارد بسیاری از سابقه بیرحمی و کشتار حیوانات و یا تجاوز به آنها در سنین نوجوانی است که این رفتار محدود به حیوان آزاری نبوده و با مرور زمان شامل حال انسانها  نیز گردیده. 

انسان شناس معروف دکتر آلبرت شوایتزر مبگوید 90% از جنایتکاران در کودکی از شکنجه دادن و کشتن حیوانات لذت میبردند که این موضوع در فایل های قتل های زنجیرهای توسط  FBI  تائید گردیده است. پژوهش و تحقیقات بسیاردر این زمینه  جامعه شناسان، قانون گذاران و دادگاهها را متقاعد کرده  است که  اعمال بیرحمی به حیوانات در کودکی باید با جدیت توسط والدین مورد بررسی قرار گرفته و برطرف گردد زیرا این اعمال میتواند نشانه های اولیه بیماری سادیسم باشد و  یکی از دلایل اصلی گذراندن قانون حمایت از حیوانات در کشورهای پیشرفته همین مسئله است که بر طبق آن شخص خاطی - چه نوجوان و چه بزرگسال - محاکمه گردیده و راهی زندان و یا مجبور به پرداخت جریمه میشود (حتی در صورت لگد زدن به یک سگ یا گربه). 

چند نمونه از جنایتکاران که در کودکی با شکنجه و قتل حیوانات خود را ارضاء میکردند : 

Henry Lee Lucas  در نوجوانی حیوانات را کشته و با جسد آنها رابطه سکسی برقرار میکرد.   (قتل مادر - همسر و چند فرد ناشناس).

Edward Kemper  تکه تکه کردن 2 گربه در نوجوانی (قتل مادر - مادر بزرگ و 7 زن دیگر).

Richard Speck  پرتاب پرندگان داخل پره های فن هواکش  (قتل 8 زن).

Arthur Shawcross  پرتاب گربه ها به داخل دریاچه و تماشای غرق شدن آنها (قتل یک دختر جوان و بعد از تحمل 15 سال زندان و آزادی قتل 11 زن).

michael Perry  بریدن سر سگ همسایه (قتل پدر و مادر، خواهر زاده بچه سال و 2 همسایه).

Jason Massey  کشتن دائم سگ، گربه و گاو (قتل خواهر 13 ساله خود و یک پسر 14 ساله).

 البته ناگفته نماند این موضوع شامل حال مملکت گل و بلبل ما نمیشود وگرنه باید گفت که تقریبا"  50%‌ مبتلا به بیماری Zoosadism  میباشند.... لگد زدن و یا کشتن حیوانات گاها" باعث افتخار و نشاندهنده شجاعت بعضی از نوجوانان است و گاه نیز وسیله تفریح و  خنده آنها. دیشب  در کوچه گذر میکردم پسر جوان فرنگی مآبی را دیدم دست در دست دوست دخترش داشت قدم میزد.. گربه بدبختی آنطرف کوچه لنگان لنگان در جستجوی تکه ای استخوان بود که دختر با دیدن گربه چیغی کشید و  پسر هم برای نشان دادن شجاعت و تهور خود در مبارزه با این هیولا (گربه) تکه آجری از روی زمین برداشت و پرتاب به طرف گربه.. من هم که از روبرو میآمدم رسیدم و جر و بحث شروع شد...... به او گفتم.. چقدر تو شجاعی توانستی آجر را بیاندازی به طرف این هیولا که دوست دخترت وحشت نکنه عجیبه که با این ریخت و آرایش غلیظ و روپوشی که اگر نمیپوشید سنگین تر بود آمده تو کوچه و با جوی که تو این مملکت حاکمه اصلا"‌نمیترسه ولی از دیدن یک گربه نحیف وحشت میکنه... اگر میخواهیم از فرهنگ غرب تقلید کنیم نباید محدود بشه به لباس و رنگ مو و آرایش و مشروبات الکلی و ... (آنهم بطور اغراق آمیر) ........ باید مهربانی و مسئولیت و موارد مثبت را هم از آنها آموخت نه تنها مواردی که به نفعمان باشد....

 چند روز پیش خواهر زاده ام میگفت جوانی 14-15 ساله در پارک شفق یوسف آباد هر شب یک گربه را نشان کرده و به قتل رسانده یا ناقص میکند.   گربه ای را پیدا کرده بودند که از کمر به پائینش را فلج کرده بود و مجبور شدند به دامپزشکی ببرند برای خواباندن (کشتن با تزریق).  گویا عده ای که آنجا بوده و با پسرک در این مورد برخورد داشته اند با کمال پررویی مقابلشان ایستاده و میگوید من از  این کار لذت میبرم و به شما هم مربوط نیست... به خواهر زاده ام گفتم با این پسرک برخورد جدی داشته باشد و در صورت لزوم از پلیس هم کمک بخواهد... حالا نمیدانم عاقبت کار چه میشود... آیا بنظر شما چنین آدمی روانی نیست؟؟!!!! 

منبع : http://gorbeh-irani.persianblog.ir/